سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
334
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و بفرمايند كه خداوند در قرآن تنها مادر را ذكر كرده اين معنا مستلزم تأخير بيان از جانب امام عليه السّلام از وقت حاجت سائل بوده كه در حق امام معصوم عليه السّلام روا نبوده و التزام به آن ممكن نيست . جواب در سؤال سائل لفظى نيامده كه از آن بتوان مورد حاجت و محلّ سؤالش را احراز نمود تا بگوئيم جواب امام عليه السّلام مطابق سؤال نبوده و بدين ترتيب تأخير بيان از وقت خطاب يا حاجت لازم مىآيد و بعبارت ديگر : محتمل است مراد سائل يكى از دو امر ذيل باشد : الف : آنكه مقصودش سؤال از وقوع ظهار به اخت ، عمه و خاله باشد . ب : راجع به وقوع ظهار به اين زنان و اشباه اينها سؤالى نداشته بلكه وقوع نزدش محرز و معلوم بوده تنها اين مطلب را از حضرت پرسيد كه آيا ظهار در اين موارد نيز همچون ظهار به مادر نسبى حرام و غير شرعى بوده يا حرمت تنها اختصاصى به مادر نسبى دارد . بايد بگوئيم از جوابيكه امام عليه السّلام دادهاند به خوبى مىتوان سؤال سائل را احراز كرده و بگوئيم : مقصود احتمال دوّم است چون حضرتش عليه السّلام پس از سؤال فرمودهاند : خداوند متعال در قرآن شريف مادر نسبى را ذكر كرده ولى ظهار به اين زنان نيز حرام مىشود و با اين ترتيب تأخير بيان از وقت خطاب يا حاجت لازم نيامده و سائل مقصودش را از فرموده امام عليه السّلام دريافته است . قوله : لانّه لا ينفى غير الامّ : ضمير در [ لانّه ] به [ قوله تعالى ] راجع است . قوله : و نحن نثبت غيرها : ضمير در [ غيرها ] به امّ نسبى عود مىكند .